نمي دونم چي داشت اون چشماي روشن تو
نمي دونم چه طور شد من شدم عاشق تو
نمي دونم يه خواب بود يا بيداري و جنون
نمي دونم که کي گذشت 4 سال عمر بي زبون
عاشق چيت شده بودم تو که چيزي نداشتي
همش بين ما دو تا يا دعوا بود يا آشتي
آتيش اون نگاهت سوزون دل بي کسم
جنون عشق تو بود تو تنهايي همه کسم
چشمو رو هم نزاشتم تو تاريکيو ظلمت
نمي دونم رويا بود يا بيداريو عادت
تيشه ي اون نگاهتو زدي به روي قلبم
دلم شکستو وارفت توي يه لحظه و دم
چشماي منتظرم ميکشيد انتظارتو
تا بيايو ببيني کي کرده بود هواي تو
تموم شد اون عاشقيو ديوانگيو جنون
ديگه من نيستم ليلي نبودي تو يه مجنون
هر جا بري ويرونه کلبه ي قلب يارت
نمي بخشمت برو خدا پشتو پناهت


